تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی - ...
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

دگر باره جان خواهم گرفت

در ایات مبهم و

 پر ز خالی ِ من!

برای یک زندگی ساده

با سطری نگران و

بیش از توقع...

،

باز رستنگاه ادامه

در چشمه ی خورشید جاریست...

و من باز در این ایه های تاریکی

سایه ای گنگم و فتنه ی روشنی...

برای یک  زندگی ساده

با سطری نگران

بیش از توقع...

چه تمنایی ست

رخت بر بستن از

توده ای مچاله

به انتظار معجزه

برای یک زندگی ساده...

تمنایم را بپذیر

این اندوه نهفته در رگان خشک ترکیده را

و بازوان سهمگین ز توفان بی کسی را

برای یک زندگی ساده خواهم خندید...

لذت نگاه خورشید را

تعبیر لب تلخ خند ِخدا خواهم کرد...

و بوی شاتوت دیوار چین خورده را

معجزه ی توده ای مچاله

برای بودن

برای بریدن

تصور خواهم کرد...

بوی نا و ناتوانی را

من خواهانم بپذیر از من...

رود ِ موی در جریان بادم...

و رگانه ی صدا

 نوزادیِ غرور ِ شب ام...

باز رستنگاه ادامه،

در سایه سار چشمه ی خورشید جاریست....

و من اندوهم را

نهفته در نو پایی خاطره ای

و اندیشه ی به بار نشسته ای

تعبیر ِ زنندگی خواهم کرد...

من همین نوشتن را

همین ذهن ساده ی بی توان را

با همه ی سادگیش دوست میدارم...

من قلمم را دوست میدارم

و

 می بویمش

من همین زندگی ساده را

در ایات مبهم و

پر ، ز خالی ِ من...

دوست میدارم...

 


archive -  Headlights



[ دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 ] [ 07:06 ب.ظ ] [ maryam ] نظرات