تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی - .
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

 روز ها گذشتند....روز ها گذشتندو خبر از کنار گوش بریده ی ساعت به انتهایی رسید...

 روز ها گذشتند....روز ها گذشتندو خبر از کنار گوش بریده ی ساعت به انتهایی رسید...
‎ روز ها گذشتند... ثانیه ها به پیکر نازک گلبرگی که در نوازشی به پایان میرفت
‎ تازیانه میزدندو روز هایی گذشتند...
در امتداد راهی که به سوی چاله های ماه ختم میشد
 به سوی ان سفیدی و گردشی بی سکون
 در ان راه
‎ باز باز باز روز ها گذشتند....
خورشید را کناری جستم
 سخت جامه ای غروبانه به تنگی خویش در بر داشت
 و سخت متفکر
 از تابش ثانیه ها
 و روز هایی که گذشتند!
 تار هایی به ارتعاش
 نگاه هایی به اغما نزدیک میشد
 و روز هایی که گذشتند...
 در پی حیطه ی حصاری تنگ
 نمیدونم
 من رازی را به دنبال ان پیکره جستم
 روزهایی که گذشتند ، فانوسک کورسوی قصه ، روشن میکرد اب انبار تاریک اخرین روزهای زمستان را
‎ روزهایی که مرهم خورشید سوزان ، ناله ی اشنایی اسمان بود
 روزهایی که شب ، تاریکی را بر سر در خانه ی بهشت روشن مینوشت
‎ روزهایی که جهنم در چشمان ملتهب لحظه ، به بی نهایت خیال میل میکرد
 روزهایی که وهم قلم ، اتشی به پا میکرد ، در اینه ی کاغذی خانه ی کاهگلی شهر ارزوها
‎ روزهایی که جنگل ارزوها ، دلتنگ نگاه و نوشته ی ما بود
 روزهایی که باد می وزید و ترانه میشد ، ریشه های محکم درختان سپیدار
روزهایی که من مشق سیاه قصه را ، خط خطی میکردم با دوات اشکهای زمانه
 روزهایی که فاصله ها ، برخ میکشیدن طعم تلخ با هم بودن را
روزهایی که دفترت ، پر واژه بود و ذهنت پر تکاپو ، اما نگاهت گریان و خسته
‎ روزهایی که سهم تو ، دلتنگی بود وصدایت دلتنگ ارتعاشی اشنا
 روزهایی که سراب هم به دنبال فریب اب بود
‎ اری روزهایی که گذشتند
روزهایی که چاله ی ماه ، گلگون گشت در فواره سرخ گل یاس
‎ روزهای بر باد رفته ی قصه ی مادربزرگ هم گذشت
 پائیر در تکاپوی سبقت از زمستان و زمستان بود
 اری روزها گذشتند


[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ maryam ] نظرات