تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی - تکرار موازی !
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

کاش کسی میدانست ، بر زخم های جاده بهترین پانسمان ، چسب زخم زدن نیست !

زخم را باید دید و خونابه ها را باید نگریست و اشکها را در اخرین فصل تنهایی به اعماق ذهنی تاریک سپرد !

اری ...

باید رفت و رفت و رفت !

ان قدر رفت

تا جایی که کویر هم مملو از اشکهایت شود ، تا بدانی که خاک کویرهای سبز اسمانی و آن جنگل ارزوها

و آن زبان های اتش سوزان ، تشنه ی دردهایت هستند !

تشنه ی واژه های عمیق و سنگین و پر رنجت

کاش کسی میدانست برای دیدن اشکهای یک مرد تنها باید با سرعت نور در جاده ای متروکه و بی انتها  گام برداشت

تا ببینی که چه ساکت و صمیمی حرف میزند ، بلند بلند حرف میزند ، فریاد میزند و راه میرود و همچون نقطه ای در عظمت جاده به انتها میل میکند !

و باز کمی ارام میشود و ارامتر !

و باز به دنیای ادمکها پا میگذارد ، دنیایی که هوایش سنگین و زمزمه هایش سنگین تر است .

اری ، الهه ی زمستان در سردترین ثانیه هایت در کنارت خواهد بود

و کویری سرگشته و سخت ، در اغوش خواهد گرفت دردهای آن قلب سنگین و خسته ات را

زمستان هم خواهد گذشت

و قلب تو به آرامش خواهد رسید

در شبی مهتابی ، زمانی که ...

...

...

 Ekove Efrits - Parallel Presence



[ دوشنبه 28 بهمن 1392 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات