تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی - حماقت سبز !
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

خرمن هیزم بر فراز دردهای جنگل مینهد
بادهایی که صدایت را در گوش جنگل زمزمه میکنند
صدای درد ، صدای جنگل ، صدای حنجره ی خنجر خورده ی زمانه !
اه ، چه توازن ناهمگونی !
تبر در دستان ترس !
بی وهمی خالص !
خالی تر از واژه های برنده
خونی سیاه و رگی بریده !
قبری تاریک و مرگ ذهنی دیوانه !
ضجه هایی در اعماق تاریکی ، چه جهنم باشکوهی
دیگر به سطر اخر چیزی نمانده !
پایان ...




Sun Of The Sleepless

 romanze zur nacht

Dunkelhiet _ Burzum cover

---------------------------

"Romanze zur nacht"

تنها ، زیر چادر ستاره (گان)
با نیمه شب میگذرد
پسرک از رویایی آشفته بیدار میشود
صورتِ خاکستری اش در ماه به تباهی میرود
آدمِ گول خورده (اشاره به پسرک داره) با موهای باز گریه میکند
در پنجره ایی که خیره شدن در آن ممنوع است
داخلِ دریاچه ایی در سفری شیرین،
راه رفتنِ عشاق فوق العادست!(انعکاس این تصویر در دریاچه، فوق العادست)

قاتل، سرد و بی روح در (جامِ) شراب لبخند میزند

یک مرگِ شوم، ترس خود را مخفی میکند
راهبه ی تاریک ، برهنه درد و رنج را شتایش میکند
پیش از آن که ناجی از عذاب بگذرد

وقتی شمع در انبار میسوزد

مرد مُرده با دستانِ سفید میکِشد
سکوتی همراه با لبخند بر روی دیوار
و خوابیده همچنان زمزمه میکند...

(( ترجمه از دوست خوبم
پرنیان ))



[ پنجشنبه 4 مهر 1392 ] [ 05:24 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات