تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی - شبی با ناکتورنال
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

به قول یکی از بهترین دوستان متالهدم، در پاسخ به سئوالی که ازش پرسیده شد، دلیلی که بلک متال گوش میدی چیه؟ به خنده ای تلخ 
پاسخ داد، گاهی آدم نیاز داره برای دقایقی هم که شده به هیچ چیز فکر نکنه ! ، اما افسوس همانطور که من خوب میدونم و خودش هم خوب
میدونست، حتی از سنگین ترین اهنگ های بلک متال هم کاری بر نمیاد، خواسته یا ناخواسته انسان به این ریف های سنگین و دوبل درام های بلک هم
عادت می کنه، اما خب بگذارید، تلاشمان را بکنیم. بگذارید از اخرین البوم ناکتورنال دپریشن اهنگ شماره هفتم Spleen Black Metal آغاز کنیم.
با اینکه ناکتورنال در این البوم به سمت اتمسفریک دپرسیو بلک رفت و از فضای کلاسیک کارهای پیشین خودش فاصله گرفت، اما این ترک ، فوق العاده بود
نواوری ویولن در  بلک متال ترکیبی احساسی، تلخ، سنگین و کشنده ایجاد کرده. زیاد حوصله توضیح و تفسیر ندارم، بگذارید فقط گوش کنیم...

شاید به قول کاموی عزیز، سنگین ترین عذاب برای آدمیزاد انجام دادن یک کار پوچ و بی امید است. راست هم می گوید، اگر به مفاهیم دقیق تر شویم
می بینیم، تنها امید است که به ادامه ی زندگی ادمی مفهوم میدهد. شاید باز به قول کامو امید هم حقه ای است که ما به آن دلخوش می کنیم
همیشه امیدواریم به فردا، به فرداها ، در حالی که فردا همان مرگ است.

من یک عذرخواهی از دوستان قدیمی ام می کنم، خیلی وقت است که سبک و سیاق ماورا شعر و موسیقی از محوریت اولیه آن فاصله گرفته و من بیشتر نوشته های در هم و برهم و ته مانده های ذهنم رو اینجا می نویسم، بیشتر تنها می نویسم و نگاهم به موزیک در اولویت نیست و در بطن کار به اون می پردازم
بهر حال همه ی ما در حال تغییریم، شاید الان بهتر اناتما رو بتونم درک کنم که چرا بطور ناگهانی از سبک دووم متال به الترنیتو راک تغییر سبک داد، یک مرتبه از فضای تاریک و سنگین سالهای قبل خودش خارج شد و به دنیایی نورانی سفر کرد. 

این روزا مخلوطی از شیرینی و تلخی رو با هم می چشم، بالا و پائینی زندگی خودش را خوب نشان می دهد و من ناگزیر بیننده ی حوادثم، حوادثی که نقش من در آنها صرفا دیدن آنهاست، نه توان ندیدن دارم و نه توان تغییر.

راستش رو بخواهی، می ترسم از یاس، از همین یاسی که از پس هزار رنگی زندگی می آید و جا خوش میکند لابلای مژه ی چشمانت و تو ناخواسته به بودنش ، به دیدنش عادت می کنی!

حرف و حدیث زیاد است، اما منطقا هیچ سودی از بیانشون نمی بینم که بخواهم خسته ات کنم، پس همان بهتر اعتدال و سکوت را حفظ کنیم.


[ سه شنبه 30 شهریور 1395 ] [ 01:42 ق.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات