تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی - در هوای تو ...
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

از همین چراهای ناچار جان میگیری
و در خیال من به صد هزار امای بسیار می رسی
در لابلای تخیلات سرد و خمیده ی من
تو راهی باز خواهی کرد
راهی به تاریک ترین گوشه ی ذهنِ، آخرین نت گیر کرده بر بم ترین سیم گیتار
و باز جان تازه ای خواهی داد به صندلی فراموش شده ی انتهای پارک

***
در هوای تو من بی قرارترین صدای خاموش و خشک ترین چشم گریانم
در هوای تو، شهر من در همین گوشه ی اتاق جاخوش می کند
باز هم ساعت اتاق در خواب هایش غرق در سکوت است
در هوای تو، بکت متن هایی برای هیچش را با صدای بلند زمزمه می کند
و من با سکوتی بلند، آن را در حنجره فریاد می کشم
در هوای تو، یورال صدای دردش را به آغوش می کشد
و در خیال من، هوای تو از سر جنازه اش بر میخیزد
و با پاهای برهنه در سکوت و تاریکی اتاق پا به فرار می گذارد
و من باز در لابلای کاغذهایم
هوایت را در صفحه ای سفید به تاریخ و بوقت ساعت بخواب رفته اتاق
استشمام می کنم،  

***

من برایت لالائی خواهم خواند 
من با صدای آسمان در گوشت سرود باران را خواهم خواند
تو رو به ابدیت خواهم سپرد
با من بیا، با من بیا
ای کویر خسته با من حرف بزن
من حرفهایت را به دستان دریا خواهم سپرد
تن گرمت را در چون کلوتی بی جان در آغوش خواهم کشید
بخواب ای کویر خسته
بخواب ای سکوت غم انگیز زمین
بخواب ... 



[ دوشنبه 24 خرداد 1395 ] [ 12:20 ق.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات