تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی - هذیان های پائیزی 1
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

به دیوار اتاق می نگرم
به ساعت نزدیک دوازده
به پرده اتاق که بخاطرم می آورد پائیز است
وزیدن را بخاطرم می آورد
خوب است که می وزد
پائیز است ...
فصل نوشته های خشک شده
فصل غزلهای فراموش شده
فصل افسردگی شبانه
فصل واژه های عاشقانه
فصل دردهای بی نشانه
فصل تنهایی بی بهانه
فصل برگ های زرد پادشاهانه
فصل اشکهای نادیده ی مردانه
پائیز است دیگر
سکوت آدم لبریز است دیگر
اسمان غم انگیز است امشب
حسهای من سریز است امشب
چه می گویم ؟
می بینی ، قافیه ها خودشان جور می شوند
اما چه لزومی به شعر و قافیه
پائیز است 
یک شب ارام پائیزی
من ناآرام ، ناآرام تر از ارامش باد
من خسته ، خسته تر از تاک پشت دیوار
من تاریک ، تاریک تر از سایه ی خونین قلم
من ساکت ، ساکت تر از لبخند بی صدای شهر
هـــه...

در من خاموش شدی ، پیش از آنکه من مفهوم نور را لمس کرده باشم
پیش از انکه بهانه هایم را به فردا سپرده باشم
پیش از آنکه دردهایم را اتل بندی کرده باشم !
پیش از آنکه من متولد شده باشم
پیش از آنکه مرده باشم
پیش از آنکه قلبی داشته باشم
پیش از ...

به هیچ کجا نخواهند رسید
به هیچ جای مشخصی نخواهند رسید ، این واژه ها تب خاطرات دارند
سکته کرده اند ، نا مفهوم می ایند و از ناخوادگاه ذهن بیرون میریزند
داستانی در کار نیست
هست و نیست ، استی که هست !
هستی که نیست!
مایی خاموش
شبی مهتابی
پائیزی صامت
چشمانی بسته
بسته قرصی خالی
خوابی مزمن
...


[ جمعه 24 مهر 1394 ] [ 01:39 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات