تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی - مرد تنها و همان اوای قدیمی !
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

برای لحظه ای گذر ثانیه ها را در گوش ان مجسمه ی تنهایی نجوا کردم !

چشمان جنگل را بر ارزوی درختان کهنسال گشودم

و راز ان مرد تنها را به اخرین ترانه ی بودن هدیه دادم

مرد مسافر ، مرد تنها ، مردی از مردان ما !

من صدایش را از فرسنگها خاطره ی اهنین به خوبی میشنوم

صدای دردهایش قلب مرا در تاریکی اتاقم با جنون این قلم تنها گذاشت !

و اکنون من ان صدای قدیمی را می شنوم !

و ان صدای قدیمی مرا به جنگ جهانی می برد

و تو از مرگ میلیون ها  قارچ اتمی می نوشتی!

و واژ ه هایت بوی روزهای سرد و ساکت اخرین کوچه ی محبت را به مشام ما میرساند

و من فریاد نگاهت را از جزیره ی خاکستری به گوش ان زنبق سبز خواهم رساند !

و همان صدای قدیمی ، مرا به تو پیوند میدهد

و درد ، اوایی است که ان صدای قدیمی به همراه دارد !

و تو خواستی که بمانی

و تو در قالب محو شدن با ما سخن گفتی !

و تنهایی، صدایت را به واژه های باستانی مجنون ساخت

و تو واژه هایت را بر روی دیوار خاطره ها نوشتی

و هیچ نیاندیشیدی که صدای واژه هایت مرا در اخرین عصر تابستانی

به دست بادهای سرد زمستانی سپرد !

و ای مرد تنها ، ای سرنوشت سنگین و سخت ، ای محشر سایه ها !

تو تنهائیت را به باران چشمهایت بسپار

و بگذار

که ما در افتاب نگاهت ، تنهائیت را به ان قاصدک بی خبر نوید دهیم!.




Pain - Same old song

((تقدیم به ... !))


[ جمعه 25 مرداد 1392 ] [ 08:01 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات