تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی - پنجره ای رو به کویر !
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

چقدر عمیق بود ، سادگی نگاه این شهر خاموش !
در کوچه های بی کسیت قدم که میزنم ، در جای جای سکوت نهفته ی ردپاهای سرگردانت
تو چه ساده خاموش ماندی ، چه ساده ، بودی و انگار نبودی
چه ساده دردهایت را در اغوش گرفتی و در میلیونها ناسزا ،
نشنیده گرفتن را در پیش گرفتی و دلتنگی هایت را بلند بلند ،در گوش پنجره فرو کردی  !
ناقوس دردهایت ، را باران به صدا در خواهد اورد !
برو بخواب ای شهر خسته ، چشمانت را ببند ای کویر سبز آسمانی!
من بیدار خواهم ماند !
من تا طلوع مرگ بیدار خواهم ماند ...
برو ای زمانه
برو در امپراطوریت ، چاقوی هذیان هایت را  تیز کن که خیال من با 70 ضربه چاقو هم باز زخمی و خون الود ،
پر میکشد در  عمق خاطراتش !




[ شنبه 4 مرداد 1393 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات