تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

یک حکایت...
یک بی نهایت...
و دوباره تکرار...
تکرار نابهنگام زمان پوچ!
استمرار نفس های سرد خفقان آور...
و دوباره نام بی هویت زندگی...
-----
این سرزمین...
سرزمین دیگریست...
قلمرویی در امتداد قتل گاهِ آسمان ...
که افق های افسون کننده ی تاریکش...
در پس صدای غوکان بی قرار...
محو می شود...
من و او بی قرار...
منتظر...
از نو متولد می شویم...
تولدی که از هیچستان می اید...
و سرزمین،
هیچ گاهمان می شود!
آهای... ای تو ! تو ای انسان...
اینجا دروازه ی ابدیت است...
به آن وارد شو...
و بدان هشتاد بهارت...
تنها یک رویای پوشالی بیش نبود!...
زندگی...
خوابِ اسارت یک متولد نشده است...
که با نوازش موجودی به نام مادر...
رقم زده شد!

(Ένα αγέννητο یک متولد نشده )

------------

دروود دوستان

باز هم میخواهم اغاز کنم ، اما این بار تنها نیستم ، این بار اغاز میکنیم ، همه با هم اغاز میکنیم !

اغاز ، صلابت خاصی دارد ، اهنگ زیبایی دارد !

حرفهای خاک خورده  ، واژه های مه گرفته ، ذهنهای بخواب رفته !

کودکیهای از یاد رفته  ، صداهای خاموش شده ، شنیدن صدای دردناک یورال !

فریادهایی به وسعت تمدن انسانیت ! ، حس قدم زدن در زیر باران !

باز هم بگویم ؟! ، اماده اید ؟!

باز مینویسیم ، اینبار کمی متفاوت تر مینویسیم !

اینبار از روزنه های باریکی به دنیای خروشان درونمان مینگریم و مینویسیم .

گاهی از موزیک ، گاهی از شعر و گاهی از هر دو !

میدانم خسته شده ای ، پس بیش از این ادامه نمیدهم.

پرگویمان را ببخشید ، تیرگیمان را به روشنی خودتان ببخشید !

باز هم مثل وبلاگهای پیشین ، مشتاق نظرات و پیشنهاداتتان هستیم.

موفق و مانا باشید .

(Utopia)



[ دوشنبه 27 خرداد 1392 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

فقط در این بوران سرد

این بلور حصار های همیشگی

می اندیشم

می اندیشم به دنیایی که دور است و دور

و نزدیک است و دور!

باید بدوم تا برسم

به ان تابلوی کهنه ی خاک خورده

به بهشتی در امتداد آسمان های هراس

و هیچ می شوم

در خود می پیچم!

همچون یک گندم مرگ

سرد و قاتل بر دور ریشه های این زندگی!

و هیچ می شوم در امتداد این زمانه

و خاطراتی است که مرا به تو

به اندیشیدن به تو وا می دارند

و آن چشمان

و هیچ می شوم

می روم تا در ان گور سرد و نمناکم دراز بکشم

خوابم می آید

می گوید نخواب

تاب بیاور

بجنگ!

لیکن

صدایم می کنند!

نمی شنوی؟

نمی شنوی در آن دور ها

در آن فاصله های دور

می آیند

و مرا در تاریکی خویش می بلعند

من باید بروم

و من

هیچ می شوم!

بمان! 

 


A Dramatic Turn of Events- this is the life

 



[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ Maryam ] نظرات

دروود دوستان
مدتی پیش اولین قسمت بهترین های بلک متالی که در این مدت گوش داده بودم را برایتان گذاشتم ، امروز تصمیم دارم ادامه ی ان پست و بلکه قسمت دوم ان را قرار دهم
قرار بود البوم هایی که میگذارم البوم هایی باشد که توی این 3 ماه اخیر گوش دادم ، اما خب 2 تا از البوم ها را کمی قبل تر گوش دادم اما خب چون کارشان خوب بود و از طرفی گروه های زیاد معروفی نیستند باز هم انها را قرار دادم ، امیدوارم مورد توجه دوستان قرار گیرند
اهنگ نمونه را گوش کنید ، تا کمی با حال و هوای البوم اشنا شوید ، البته یک اهنگ هیچ وقت خوب یا بد بودن یک البوم را بیان نمیکند ، اما حداقل با نوع وکال و فضاسازی البوم اندکی اشنا خواهید شد !

Caladan Brood  - Echoes Of Battle 2013




Country : united - state
Genre : Epic Atmospheric Black Metal
Sample Song : 
City Of Azure Fire

Download Album

--------------------------------------------

Gris - A Lame Enflammee Lame Constellee  2013



Country : Canada
Genre :  Atmospheric Black Metal / Melancholic Black Metal

Download Album

--------------------------------------------

2009 Amesoeurs - Amesoeurs



Country : France
Genre :  Post Black Metal /Shoegaze
Sample Song : Heurt

Download Album

(این گروه 2 تا از اعضای گروه Les Discrets را در خود دارد ، Audrey و Fursy / البوم بسیار خوبیست طرفداران این گروه این البوم را از دست ندهند !)
--------------------------------------------

Skogen - Eld 2012



Country : Sweden
Genre :  Atmospheric Pagan Black Metal

Download Album

--------------------------------------------

Tsjuder - Legion Helvete 2011



Country :
Norway
Genre : Black Metal
Sample Song :  Fra En Råtten Kiste

Download Album



[ دوشنبه 28 مرداد 1392 ] [ 12:05 ق.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

برای لحظه ای گذر ثانیه ها را در گوش ان مجسمه ی تنهایی نجوا کردم !

چشمان جنگل را بر ارزوی درختان کهنسال گشودم

و راز ان مرد تنها را به اخرین ترانه ی بودن هدیه دادم

مرد مسافر ، مرد تنها ، مردی از مردان ما !

من صدایش را از فرسنگها خاطره ی اهنین به خوبی میشنوم

صدای دردهایش قلب مرا در تاریکی اتاقم با جنون این قلم تنها گذاشت !

و اکنون من ان صدای قدیمی را می شنوم !

و ان صدای قدیمی مرا به جنگ جهانی می برد

و تو از مرگ میلیون ها  قارچ اتمی می نوشتی!

و واژ ه هایت بوی روزهای سرد و ساکت اخرین کوچه ی محبت را به مشام ما میرساند

و من فریاد نگاهت را از جزیره ی خاکستری به گوش ان زنبق سبز خواهم رساند !

و همان صدای قدیمی ، مرا به تو پیوند میدهد

و درد ، اوایی است که ان صدای قدیمی به همراه دارد !

و تو خواستی که بمانی

و تو در قالب محو شدن با ما سخن گفتی !

و تنهایی، صدایت را به واژه های باستانی مجنون ساخت

و تو واژه هایت را بر روی دیوار خاطره ها نوشتی

و هیچ نیاندیشیدی که صدای واژه هایت مرا در اخرین عصر تابستانی

به دست بادهای سرد زمستانی سپرد !

و ای مرد تنها ، ای سرنوشت سنگین و سخت ، ای محشر سایه ها !

تو تنهائیت را به باران چشمهایت بسپار

و بگذار

که ما در افتاب نگاهت ، تنهائیت را به ان قاصدک بی خبر نوید دهیم!.




Pain - Same old song

((تقدیم به ... !))


[ جمعه 25 مرداد 1392 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

من این شب دم کرده غم انگیز را فراموش کردم
من این شب پائیزی در تابستان را فراموش کردم
من این روز عجیب که در گرمای تابستان ابرهای اسمان اشک ریختند را فراموش کردم
اری فراموش کردم، من فراموشی را در خاطر ان لاله ی اتشین زمزمه کردم
زمزمه ای از فریاد قلبی که مرا در شوره زار تنهایی صدا کرد
زمزمه ای که مرا دوباره تازه ساخت
زمزمه ای از زندگی
زمزمه ای از رهایی
زمزمه ای از جنس کویرهای سبز اسمانی!
من در دل این شب تاریک فراموشی را بر روی تابلوی نامرئی ذهنم نقاشی میکنم
طرحی از لاله ی اتشین و اشک چشمانش
طرح عجیبی است !
ناقص و سخت ، خسته و پردرد
ان دیوار هم مرا در تنگنای زمان به انتظار نشسته است
دیوار هم تنهاست
دیوار هم مرا میخواند
اری من دیوار زندانم را با سکوت لاله و زمزمه ی فراموشی به فردا میسپارم
لاله ای امیدوار
دیواری سبز
ذهنی تار
یک
و ندایی که مرا بسوی خود میخواند
ندایی از جنس اولین قرار ملاقات !
و اوایی که گذر زمان را به تندباد عقربه ها سپرده است
و من این شب سخت را فراموش خواهم کرد .
فراموش خواهم کرد
فراموش...



Estatic Fear

Chapter IV

Chapter V


[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 01:05 ق.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

سرم یک پیچک احساس...
دور تنم می پیچد افکار و بی سر و ته هیچ!
بی چشمان سرد...
مرداد است...
یک قاتل بی رحم...
و حسرت...
مترسک نیمه شب نغمه سرایی میکند!
دلش به حال من می سوزد...
خودم دیدم...
در آن شب مهتابی
صدای هو هوی باد عاشقانه در گوش درختان زمزمه  می کند...
گیسوانم سرکش تر از همیشه
در تاریکی موج می خورد
و لبخندی سرد...
صدای شکستنی را می شنوم
مثل یک اندیشه
انعکاسش در روح بی صدایم می پیچد...
نورانی تر از همیشه...
زمان یک معنای بی وسعت
به نهایت یک اندیشه
زمان یک انتقام....
انتقامی از انسان!
چشمانم را می بندم
در ذهنم فریاد می  کشم
از درد های سراسر بی رنگی
از خستگی
وجودم را به اتش می کشد
و من از خاکستر...
متولد شدم...
سردم بود...
کلاغ ها با چشمان سیاه بی نهایتشان
به من ذل زده اند...
سلطنتی از تاریکی...
صدایی به ذهنم رسوخ  کرد
دهشتناک و مرگبار
استمرار و استمرار و استمرار
نگاهم را به آن گندمزار مرگ دوختم...
باد گندم ها را نوازش می کرد
یک رقص تاریک
باد به درختان خیانت می کرد!
به همه جا سرک می کشید...
گاهی گریه می کردم و گاهی خنده بر لبانم نقش می بست
یک دیوانه ی تاریک!
راه جاده ای را پیش گرفتم!
روشن بود از جنس تاریکی
در آن بالا
در آسمان
الهه هایی را دیدم
زیبا و مغموم
راه می روم
محکوم به رفتن
تا ابد
تا ابدیت وجودم....!
این جاده انتهایی ندارد
دستان سردم را به سر و روی گیاهان خشکیده می کشم...
گویی زندگی را از مرگ خود
در آن دمیدم
مگر غیر ازین بود که سبز می شدند
از طراوت آفتابی ماه...!
سرد تر شدم
لبانم به هم دوخته شدند...
ضجه هایم بیشتر و بیشتر 
از وجودم سر برآوردند...
تنها یک اندیشه ی پوچ و هرز...
کم کم مرا به کام خود می کشد
حاده را ادامه می دهم...
پایانی نیست
تاجی از جنس مرگ
از جنس تیرگی آن شب مهتابی
بر روی سرم داشتم
و چه زیبا بود...
هزاران هزار روح در انعکاس آینه های بی صدایش زندانی بودند...
می شکستند در نگاه های تیرگی شب...
و من می خندیدم...
آن شب...
آن شب من...
از کنار خاطرات زمین عبور می کنم...
آن گندم زیبا را می بینم...
چه وسوسه انگیز!
اولینِ ِ اولین های آدم و حوا
آنها را می بینم...
می خواهم جلویشان را بگیرم...
لیکن...
لبانم ...
جلو تر می روم...
نه...
تحمل این روشنایی در من
یک مرگ تدریجیست!
تحمل خوشبختی زمینیان را...
می دوم...
موهایم بر صورتم تازیانه می زنند...
کم کم اوج می گیرم...
به سمت آن مهتاب دل انگیز...
می دوم...
در انتهای آن آسمان مرگبار
روح من به آسمان می پیوندد...
و من در هم می شکنم...
می شوم آن ستاره های سرد و یخی...
می شوم آن ستاره هایی که چشمک می زنند...
هر کدام...
هر تکه از وجودیتم داستانی دارد...
من می آیم...
مرا ببین!
درست آن مترسک که در آن گندمزار 
زنده می شود
من می آیم...
مرا ببین
مرا ببین...

تنها یک سطر....
مرا ببین!


shape of despair - shape of despair 2005 


[ یکشنبه 13 مرداد 1392 ] [ 09:59 ب.ظ ] [ Maryam ] نظرات

این پست به بهترین البوم های بلک متالی که تو این چند ماه اخیر گوش دادم اختصاص میدهم ، تو این پست توضیح انچنانی از اثار و گروه ها نخواهم داد
تعدادی از گروه ها زیاد شناخته شده نیستند و شاید ناشناس باشند و بعضی از انها هم گروه های معتبر و شناخته ای هستند !
متاسفانه کار بلک متال خوب خیلی کم شده است و معمولا  البوم های جدید بلک متال ، کارهایی کسل کننده و تکراری هستند ، بگونه ای که واقعا حرفی برای گفتن ندارند و فقط صرفا یک کار تقلیدی و کلیشه ای هستند ! و به معنی واقعی کلمه فاجعه امیزند
البوم های بلک متالی که انتخاب کرده ام ، صرفا نمتوانم بگویم شامل موارد بالا نمیشوند ، به هر حال پسند و علاقه ی هر شخص با دیگری فرق میکند
ولی سعی کردم علاوه بر اثار معمولی ، اثاری که واقعا تازه هستند و حرفهایی برای گفتن دارند را نیز انتخاب کنم .
تمام البوم ها ، متعلق به سال 2013 نیستند ! و این البوم ها رو من چون در این چند ماه اخیر پیدا کردم و گوش دادم برایتان قرار میدهم
امیدوارم این پست مورد توجه تمام دوست داران بلک متال قرار گیرد .


Deafheaven _ Sunbather 2013



Country : USA
Genre : Post Black Metal / Shoegaze

 
Sample Song :  The Pecan Tree

Download Album
(دوستانی که دنبال یه کار و تجربه ی جدید در بلک متال هستند این کار را از دست ندهند !)
--------------------------------------------

Summoning - Old Mornings Dawn 2013



Country : Austria
Genre : Atmospheric Black Metal / Epic Metal

Sample Song :  Caradhras

Download Album

(این البوم ، واقعا یه کار اتمسفریک بسیار خوب است پیشنهاد میکنم حتی دوستانی که زیاد اهل بلک متال هم نیستند این البوم از دست ندهند !)
--------------------------------------------

Verwüstung - Tunnel Ghosts 2013



Country : united - state
Genre : Drone / Black Metal / Shoegaze

Download Album
--------------------------------------------

Nonexistence - Antarctica 2013



Country : Austria
Genre : Atmospheric Doom Black Metal

Sample Song :  Vast Abysses Inside

Download Album
--------------------------------------------

AQUILUS - Griseus 2011



Country : Australia
Genre : Atmospheric Black Metal / Neo - Classic

Sample Song :  In Lands Of Ashes

  Download Album

( مطلبی که قبلا در مورد این گروه نوشتم را میتوانید از اینجــا دانلود کنید . )

این اولین قسمت از بهترینهای بلک متال بود ، پست بعدی ادامه ای بر این پست و معرفی 4 البوم دیگر خواهد بود .


قبل از بستن این پست من به نکته ای اشاره کنم : دوستانی که از سرویس بلاگفا استفاده میکنند ( دووم ، WildChild ، بلک دیاموند ، متالیکا ) من برای شما چندین بار نظر گذاشتم اما نمیدانم این نظرها به دست شما نمیرسد یا شما قصد تائید کردن نظرهای بنده را ندارید !
به هر حال این موضوع برایم جای سوال داشت گفتم همین جا ذکر کنم تا موضوع برایم روشن شود .



[ جمعه 11 مرداد 1392 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

در آخرین سحرگاه
مرگ من...
بر روی دشت های بی کرانی 
نقش می بندد!
دیگر آسمان آبی نیست
پرندگان زندگی...
مهاجرت ابدی را آغاز کرده اند...
و...
سحرگاهی...
سرد و تاریک...
انعکاس خاطرات گمشده ی من!
در ذهن پوچم...
می پیچد...
چشمانم را می بندم...
به این جهان تهی از هستی...
خالی از بودن...
می اندیشم
لبخندی بر لبان سردم می نشیند!
لبخندی به وسعت یک سحرگاه...
سحرگاه مرگ...
و وداع...
پایان کار است...
قلمرویی رو به من گشاده می شود...
قلمرویی در نبرد تنهایی های زندگی من...
قلمرویی از جنس مرگ
به چشمان تهی از بودنش نگاهی می اندازم...
تاریک است و دهشتناک!
می خندد
و من از خود بیخود می شوم!
سرگردان...
روح من در
لابه لای در ختان در هم پیچیده ...
گم می شود...
و قرار ما...
در آن یکشنبه ی سرد
و سحرگاه مرگ است...!



[ دوشنبه 31 تیر 1392 ] [ 12:40 ب.ظ ] [ Maryam ] نظرات

بیاد روزای نچندان دور
بیاد خاطراتی که هرگز فراموش نخواهم کرد
بیاد ... !



Mary Hopkin -  Those Were The Days


[ شنبه 29 تیر 1392 ] [ 11:48 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

صدای ضجه های من
صدای ناقوس
صدای غضبناک باد
هــــــــــــه !
دیگر چیزی نمانده
دیگر به اخر چیزی نمانده !
دیگر به محو شدن چیزی نمانده !
دیگر ...
ناپدید میشوم
محو میشوم
و در هجوم سایه ها به پایان خواهم رسید .



Melankoli - Aura De Mort



[ پنجشنبه 27 تیر 1392 ] [ 07:17 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

 حباب های احساس بر فراز مغزهای بی وسعت

تن هایی در انتظار

سرزمین های خشک سبز!

خورشید بی رمق در امتداد خط های بی سر و ته

گاه گاه پنهان می شود!

صدای ضجه های  سرد و یخ زده!

همچون بلور های سرد زمستان

اواهایی از دهان های بی احساس

و سیمای مرگ در دوردست

نظاره گر خواهد بود

درست زمانی که

زمین

وجودیت را ببلعد

صدای افکار پوچ

با

خنده های یک روح آواره

در هم می آمیزد

فریاد

سرزمین تهی از بودن

سرزمین روح های مرده

سرزمین صدای بی صدا ها

سرزمین مرگ خفقان آور زندگی!

شعله های اتش وجودت را به اتش می کشد

به سمتم بیا

نزدیکتر بیا

صورتت چقدر سرد است

درست مثل برف زیبای ان عصر زمستانی!

به سمتم بیا

بیا تا تو را در بر بگیرم

بیا تا تمام وجودیت تولدت را از روی دوشت بردارم!

بیا

به سمتم بیا

تو می خواهی بمیری!

دستم را بگیر!

تو می خواهی ازین سرزمین جدا شوی...

صورتت را در واحه ای از لحظه ها

گم می کنی!

به سمتم بیا و بمیر!

بمیرانم تویی را که مرگ برایت یک تولد است!

بیا...

به سمتم بیا ای تو

بیا و جانت را به من بده!

در این گور سرد و نمناک دراز بکش

حس خوبی دارد

بخواب

چشمان کم سویت به خواب نیاز دارند

بخواب!

بخواب...

لالایی مرگ می خواهی؟

بخواب...

تو از آن منی!

در این عصر دل انگیز پاییزی!

بخواب در این دخمه ی خونین!

Tool - 10000 Days 



[ پنجشنبه 27 تیر 1392 ] [ 05:13 ب.ظ ] [ Maryam ] نظرات

سایه ی تاریکی می بینم...
و...
مرا می خواند...
ازین دنیا...
بر می خیزم...
لبخندی پهنای صورتش را می پوشاند...
لبخندی کریه...
مقدس است...
ناله هایم...
مرا می خواند...
می دوم...
در گذر ابر های سیاه پنهان می شود...
پیدایش می کنم!
و به دنبالش...
کلیدی به دستم می دهد...
آتشگاه خاموش زندگانی
به پیش می روم...
مرا می خواند...
انعکاس صدای مرگبارش همچون نغمه ی تولد...

در گوشم ، زمزمه می کند...
نـــــــــــــــــــــــــــــــــه!
فریاد می کشم
مرا می خواند...
به سوی مرگ...
زیستن ِ مرگ!
در خت های لخت و برهنه
با شیونی هزار سودا
تنها و تهی...
سرگردانم و...
مرا می خوانند
آوایی به وسعت ضربه های یک ناقوس مرگبار
صدایی به وسعت مرگ...
مرگ ِ مرگبار من!
مرا می خواند...
ریشه های تاریکی به بدنم هجوم می آورند!
همچون یک گور تازه!
نه...
بالا می آیند!
من اسیرم...
نمی خواهم...
ولم کنید!
مرا می برند...
 می ترسم...

نفسهای سرد و یخ زده ام را می شمارم...
و...
آن گاه
مرا می میرانند!
مرا با تولــــــــــــــــــــــد می میرانند!!!
به اطرافم خیره می شوم
اینجا کجاست...
این مکان حزن انگیز پوشالی کجاست؟
مرا دست به دست می کنند!
همه جا سپید...
مشت هایم را گره می کنم...
چقدر کوچک می شوم...
نه...
من سرگردانم...
نه...
من نمی خواهم...
این مرگی تدریجی است...
گریه سر می دهم...
وحشت در وجودم ریشه می دواند...
من کیستم؟
یک نوزاد متولد شده...
نه!

نمی خواهم ... نمی خواهم...
می گریم...
انسان هایی پوشالی به گریستن من می خندند!
شادی در چهره های سردشان می نشید...
آسمان نیز می گرید...
این...
حکایت یک تنهای سرگردان است...
یک متولد نشده!
نه...
موجودی دیگر لالایی زمزمه می کند...
زبانش چیست؟
لالایی مرگ...
لالایی به وسعت پیچک دشت های زندگی پیشینم!
پلک هایم بوسه ای بر چشمانم می زنند
فراموشی...

می خواهم در خاطراتم گم شوم...
لیکن...
من نیز محکوم شدم...
محکوم به زندگی...
محکوم به تنهایی
یک تنهای سرگردان!


[ دوشنبه 24 تیر 1392 ] [ 08:52 ق.ظ ] [ Maryam ] نظرات

محو میشوم ! ، بخدا محو میشوم !

رگبار اشکهایم ، تن خسته و تنهایم را خواهد شست

من دوباره به درون خود سفر میکنم

من تابستانی در دل خزان هستم

من سوالی بی جوابم  

من هستم ، من در کنارش هستم

من نگاه نگران هزاران سال خاموشی

من از سرزمین کویرهای اتشین

پیدایش میکنم

او را در انتهای شب پیدا میکنم

نگاهش میکنم ، سرد و ساکت است

خنده ای دردناک می کند !

صدای گرگ پیری به گوشم میرسد

محو میشود ، محو میشود

در بیکران روحش محو میشوم !

من او را خواهم یافت

بهشت از ان اوست !


Saturnus - Paradise Belongs To You



[ یکشنبه 23 تیر 1392 ] [ 01:59 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات


یک قدم تا نابودی !
باریکه ای نور در اعماق تاریکی !
صدای دردناکشان طنین انداز شده
صدایی از اعماق درونشان
صدای فراموش شدگان ، صدای دفن شدگان در تاریکی را بخوبی میشونم !
اری صدای Thy light  به گوشم میرسد !





Thy light بندی نام اشنا برای تمام دوست دارن DSBM  هستش ، بندی که با انتشار دو البوم دمو در سالهای 2005 (The Call Of The Dark Forest) و 2007 (Suici.De.pression) خودشو به دنیا معرفی کرد ، البوم 2007 با وجود اینکه یک کار دمو بود ، از کیفیت قابل قبول و خوبی که شایسته ی این گونه اثار باشد برخوردار بود و از لحاظ اهنگسازی و محتوا ان قدر قوی بود که Suici.De.pression را به یک شاهکار بی نظیر در سبک دپرسیو بلک متال تبدیل کرد !
پائولو برونو (Paolo Bruno) رهبر و یگانه مرد گروه علاوه بر این گروه ، نامش در دو بند برزیلی با نام های Desdominus  و  Dreamstate  نیز به چشم میخورد .



اما اکنون پس از گذشت نزدیک به 7 سال دوباره با البومی جدیدی با نام "No Morrow Shall Dawn" در سال 2013 بازگشته اند این البوم در تاریخ July 20, 2013  توسط کمپانی چینی Pest Productions  در 500 نسخه ریلیز شد ! . اثری قدرتمند که پاسخ بسیار محکمی بود به  انتظار هواداران این گروه ، اثری که شامل 5 اهنگ و مدت زمان نزدیک به 41 دقیقه است . این البوم نیز همانند البوم Suici.De.pression شامل دو اهنگ اینسترومنتال با نامهای  Suici.De.spair و   Corredor Seco می باشد و سه اهنگ دیگر هسته ی اصلی البوم را تشکیل میدهند .
ریف های بلک متالی ارام با درامی نسبتا ملایم و گاهی سریع ، تم اصلی و درون مایه ی این البوم می باشد و همچنین از لید گیتار برای خلق اتمسفری کامل و حالتی دپرسیو در شنونده بهره برده شده است  و تمپوها در هر یک از اهنگها با دیگری تفاوت زیادی دارد و فضا و محیطی  حیرت اوررا خلق کرده است که کمتر تمایل به سوراخ کردن مغز شنونده دارد !!
شروع البوم با اهنگ بدون کلام Suici.De.spair  می باشد که این موضوع ما را به یاد البوم 2007 و شروع البوم با اهنگی با عنوان Suici.De.pression می اندازد . اهنگی بسیار ارام که با کیبورد و پیانو ساخته شده است و دارای فضای امبینت است .
 این البوم در مقایسه با البوم سال 2007 ، از شدت و سنگینی کمتری برخوردار است اما از تمام تجربیات سودمندی که در ان البوم وجود داشت در اینجا نیز بگونه ای دیگر بهره گرفته شده است . از نکات قابل توجه دیگر که در البوم به وضوح دیده میشود استفاده از وکال scream و کلین وکال است !
قابل توجه است که  این البوم با همکاری Alex Witchfinder بعنوان ترانسرا و همکاری وکالیست مهمان ، Tim Yatras (المان - عضو گروه های دپرسیو بلک متال Austere و  Woods of Desolation) در اهنگ No Morrow Shall Dawn  شکل گرفته است .
پس از به پایان رسیدن ترک اول ، شنونده اماده شنیدن اهنگ بسیار عالی Wanderer in Solitude ( سرگردان در تنهایی ) می شود . شروع اهنگ با گیتار اکوستیک اهنگ Ashes Against the Grain از Agalloch  را در ذهنم تداعی کرد . در ادامه استفاده از اسکریم وکال و ملودی های غمگین باعث میشود که این اهنگ را بتوان ساعت ها بصورت متمادی گوش داد !
و در ادامه No Morrow Shall Dawn را خواهیم شنید ، این اهنگ نیز جز اهنگهای ویران کننده ی این البوم است ! ، شروع اهنگ با پیانو و کیبورد بسیار عالی می باشد ، اهنگی نرم ، ملودیک ، با فضاسازی امبینت که اثری فانتزیک در ژانر دپرسیو بلک را به معرض نمایش میگذارد از ویژگی های این اهنگ که در بالا به ان اشاره شد استفاده از Tim Yatras به عنوان کلین وکال است که حس روشنی و پالودگی خاصی را به اهنگ القا میکند !
اهنگ  Corredor Seco نیز دیگر اثر اینسترومنتال البوم است که شنونده را برای شنیدن اخرین ترک البوم یعنی The Bridge  اماده میکند !
 
 ایده ی ساخت اهنگ The Bridge برگرفته شده از داستان فیلم The Bridge   به نویسندگی و کارگردانی Eric Steel   می باشد و این کار شگفت انگیز احساسات شدید انسانی که با سختی ها امیزش پیدا کرده است را بخوبی به تصویر میکشد !.
این اهنگ اتمسفری شبیه به دموی  Suici.De.pression  دارد و در ان  از سمپلهایی چون باران و تگرگ برای ایجاد تیرگی هر چه بیشتر اثر و القای ان در شنونده استفاده شده است  و این اهنگ  با داشتن ، شروعی با ریفهای سولوی ارام و صدای اسکریم وکال و سولوهای کمی احساسی در بعضی از جاها ، اهنگی فراموش نشدنی را در ذهن علاقمندان این اثر به ثبت می نگارد !



این البوم واقعا یک البوم کامل است و هیچ جای اشکالی در ان دیده نمیشود !  ، و تنها ایرادی که میتوان به این البوم وارد کرد تایم بسیار کوتاه این البوم است که برای این سبک از موزیک کوتاه است ، به هر حال این موضوع نیز اهمیت چندانی نخواهد داشت !
Thy Light با ارائه وساخت این البوم کوتاه نمیخواهد ثابت کند که بهترین بند depressive black Metal در جهان است ! ، اما این البوم نیز همانند ان دموی سال 2007 یک شاهکار است و مطمئنا یکی از بهترین اثاری خواهد بود که در این ژانر و در سال 2013 ساخته شده است ! ، این البوم را به تمام طرفداران دپرسیو بلک متال و طرفداران بلک دووم و فیونرال دووم توصیه میکنم .


Download Album - MP3 320


[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 02:49 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

من دنیایی را می بینم...
به وسعت آفتاب نیمروز...
دنیایی...
بی کران...
در امتداد آرزوهای مطرود...
در سکوتی پر هیاهو!
من دنیایی را می بینم...

دنیایی که آوای چشمه های جاودانه اش
در گوش مقدسین الهه های آسمان طنین انداز است...
کوهستان هایی از امید...
که در پس مه ی از تردید...
پنهان است!
آواز غم انگیزی...
که داستان زندگی را 
به تصویر می کشد...
و از آشوب های ابدیت...
دنیایی سراسر از رنگهای بی رنگی!
سرزمینی...
در انتهای داستان های انسانیت!
من این دنیا را...
در...
فراسوی نگاهش می بینم...


دنیایی از جنس راز های بیکرانی...
دنیایی که...
سرزمین نغمه های بی نهایت...
است!
سکوت و سکوت و ...
خسته و خموش است...
روح تنهایی اش...
بی قرار است و ...
انتظاری 
در مجمر سوزان آفتاب 
متولد می شود...
چرا این قلمرو پنهانیست؟
سرزمینی از ستاره های پر از سکوت!
که هرشب...
سرنوشت مرا زمزمه می کند...
یک سرزمین گمشده...
هیچ کس صدای آن جغد پیر
بر فراز شاخه های در هم پیچیده ی خشک
در آن شب،
که شبی مهتابی بود را نشنید؟
هیچ کس...
رقص انوار مهتاب را بر روی آب های بی قرار از پوچی را ندید؟
بوی خوش بکر جنگل های افسون کننده را استشمام نکرد؟
دنیای سرد و برهنه ی ذهن او را لمس نکرد؟
نه...
نه...
هیچ کس...
هیچ کس نبود...
و آن گاه...
این من بودم...
و دنیای نگاه او...!
من  بودم و یک سرزمین اسرارآمیز...
من بودم و کرانه ی آفتاب امیدش!
من بودم....
و او...
و...


[ دوشنبه 17 تیر 1392 ] [ 09:33 ق.ظ ] [ Maryam ] نظرات

مرگ...
پژواک سکوت من...
سرگردانم...
چه کنم در این تنهایی...
که بیابان برهوتی به وسعت زندگی...
مرا در خود اسیر کرده...
زمزمه ی مرگ...
همچون نغمه ی اندوهگینی...
مرا در خود غرق می کند...
خسته ام، خسته!
به که بگویم؟
غمی که همچون یک تاک در وجود من ریشه دوانده...

-----
مرگ ِ لحظه ها...
حسرت...
آرزوهایی به وسعت مرگ
چه کنم؟
مرا می خوانند...
مرا در افق های مرگبار پوچ می خوانند...
زمزمه می کنند...
آوازی غم انگیزی را...
و هیچ...


گیسوان سیاهشان...
صورتم را همانند شبی بیکران در بر می گیرد...
نجوای سردشان...
مرا به اعماق تاریکی می کشاند...
پوچی...
قالب تهی می کنم...
نه....
این من نیستم....
دستی بر صورتم می کشم...
وای... نه!
چقدر کریه شده ام...
نه دیگر من ، من نیستم...
دور من حلقه می زنند...


لبخند هایی
از جنس مرگ...
به گذشته ام...
به راه پیموده ام...
نگاه می کنم...
تنها نور کم سویی....
و تردید...
نه...
من باید بروم...
دستشان به استقبالم می آید...
و بوی مرگ...
چشمانم را می بندم...
و الهه مقدس مرگ مرا در خود
می میراند....
و دوباره تولدی دیگر...



[ یکشنبه 9 تیر 1392 ] [ 09:54 ب.ظ ] [ Maryam ] نظرات

تعداد کل صفحات : 9 ::     ...  5  6  7  8  9