تبلیغات
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی
مـــاوراء شعـــر و موسیــقی

یک حکایت...
یک بی نهایت...
و دوباره تکرار...
تکرار نابهنگام زمان پوچ!
استمرار نفس های سرد خفقان آور...
و دوباره نام بی هویت زندگی...
-----
این سرزمین...
سرزمین دیگریست...
قلمرویی در امتداد قتل گاهِ آسمان ...
که افق های افسون کننده ی تاریکش...
در پس صدای غوکان بی قرار...
محو می شود...
من و او بی قرار...
منتظر...
از نو متولد می شویم...
تولدی که از هیچستان می اید...
و سرزمین،
هیچ گاهمان می شود!
آهای... ای تو ! تو ای انسان...
اینجا دروازه ی ابدیت است...
به آن وارد شو...
و بدان هشتاد بهارت...
تنها یک رویای پوشالی بیش نبود!...
زندگی...
خوابِ اسارت یک متولد نشده است...
که با نوازش موجودی به نام مادر...
رقم زده شد!

(Ένα αγέννητο یک متولد نشده )

------------

دروود دوستان

باز هم میخواهم اغاز کنم ، اما این بار تنها نیستم ، این بار اغاز میکنیم ، همه با هم اغاز میکنیم !

اغاز ، صلابت خاصی دارد ، اهنگ زیبایی دارد !

حرفهای خاک خورده  ، واژه های مه گرفته ، ذهنهای بخواب رفته !

کودکیهای از یاد رفته  ، صداهای خاموش شده ، شنیدن صدای دردناک یورال !

فریادهایی به وسعت تمدن انسانیت ! ، حس قدم زدن در زیر باران !

باز هم بگویم ؟! ، اماده اید ؟!

باز مینویسیم ، اینبار کمی متفاوت تر مینویسیم !

اینبار از روزنه های باریکی به دنیای خروشان درونمان مینگریم و مینویسیم .

گاهی از موزیک ، گاهی از شعر و گاهی از هر دو !

میدانم خسته شده ای ، پس بیش از این ادامه نمیدهم.

پرگویمان را ببخشید ، تیرگیمان را به روشنی خودتان ببخشید !

باز هم مثل وبلاگهای پیشین ، مشتاق نظرات و پیشنهاداتتان هستیم.

موفق و مانا باشید .

(Utopia)



[ دوشنبه 27 خرداد 1392 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات


به من چشم دوخت و گفت: آن دشت بلند را میبینی؟
آن ارامش ابدیت است!
باید تا آنجا برویم!
باید در نوردید دریاهای بی وسعت را
باید گام برداشت تا ان آرامش!
باید دوید
دوید
چشمه ساران که بخوانند
آواز جغد پیر ان جنگل بی انتها
نغمه ی فرشتگانی که بر جویباران گیسوانشان را می نهند
گرمایی مطبوع و اتشی که یک گرداب بی نهایت را در وجودم سوزاند!
طوفانی را نباود کرد
زندگی بخشید از وجود او...
در افکارم که می گردم
در این تقویم خاک خورده...
روزیست روشن
روزی که به انتظارش مانده ام
روزی که به من نویدش را داده ای
نوید سرسبزی و ماندن را!
سحرگاهان که به مهتاب می نگرم...
قرص ماه!
مرا به جنگلی می برد که در ان روحم را یافتم!
روح همیشگی ام را!
و می خواهم ادامه دهم....
به یاد یک کبوتر مغموم نشسته بر دیوار!
در سکوتی پریشان!



[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ maryam ] نظرات

 A Lonely Passage 

Stumbling through narrow paths.

Afraid of what will come next.

As the darkness closes in

I start to run.

What have I done to deserve

This never-ending hunt?

I will never be able to return home.

My existence is shattered.

 

As I stop to gasp for air, I wonder...

Wonder when my final call might come.

And if it's really worth escaping from.

I'm so tired.

 

Between trees and stones.

On stale paths, beneath my reality.

It's like I lost the key to my mind.

I can no longer control myself.

No more running!

I will fight my demons right here.

 

As I stop to gasp for air, I wonder...

Wonder when my final call might come.

And if it's really worth escaping from.

I'm so tired.

 

Dear child, through horrors

and fright you will fade.

Fade to distant worlds

and distant lives.

As you lose your suffering,

there's nothing more to believe in.

Your belief to this day has been life.

Now my belief will fill your soul

fill your soul with death.

 

As I stop to gasp for air, I wonder...

Wonder when my final call might come.

And if it's really worth escaping from.

I'm so tired.

 

I no longer run,

I stand my ground and wait...

 

I wait...




گذرگاه تنهایی

ترسان از حوادث پیشرو

هنگام نزدیکی تاریکی

شروع به دویدن می کنم

چه کاری انجام داده ام که  مرا سزاوار این گریز همیشگی کرده است؟

هرگز توان بازگشت به خانه را نخواهم داشت

هستی ام ویران شده

...هنگام توقف برای نفس گرفتن، می اندیشم

به هنگامه ی آخرین دیدارم

!که آیا به راستی به گریختن از آن می ارزد

بسیار خسته ام

میان درختان و سنگ ها

در مسیرهای ملال انگیز، زیر لوای حقیقتم

گویا کلید روان ام را گم کرده ام

دیگر مهار خویشتن نتوانم

!دویدن بس است

همین جا به نبرد پلیدی هایم خواهم رفت

...هنگام توقف برای نفس گرفتن، می اندیشم

به هنگامه ی آخرین دیدارم

که آیا به راستی به گریختن از آن می ارزد

بسیار خسته ام

،کودک عزیزم، میان ترس و وحشت محو خواهی شد

.به جهان های دوردست و زندگی های دوردست

چیزی جز رهایی از رنج هایت نیست

که بدان ایمان آورم

تا به امروز ایمانت به زندگی بوده

امروز ایمان من روانت را آکنده خواهد ساخت

روانت را از مرگ آکنده کن.

...هنگام توقف برای نفس گرفتن، می اندیشم

به هنگامه ی آخرین دیدارم

که آیا به راستی به گریختن از آن می ارزد

بسیار خسته ام

دویدن بس است

...ایستادگی می کنم و منتظر می مانم

...منتظر می مانم





Download



[ دوشنبه 22 مهر 1392 ] [ 10:57 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

سرد و دهشتناک...
مرده....
 در یک پیله ...
 تنهایی های مطرود شده!
آغشته به خون...
و نفس هایی که اندک اندک...
هیچ می شوند...
چه آهنگ زیباییست این سکوت...
سکوت تن بی رمقی...
آغـــــــــــــــــــــــاز...




[ شنبه 13 مهر 1392 ] [ 03:13 ب.ظ ] [ maryam ] نظرات

پنجره ایست وسیع .......

که گاهی تکیه گاهم می شود

دیدن از پشت شیشه های مه گرفته

دیدن چهره های ماتمزده

فصل سردی خواهد بود

فصل بی روح زندگی

فنجان زندگیم خالی نخواهد ماند

دست هایم بی حس است

از سرمای جانسوز آن عصر دل انگیز

غم ها همراهمان می آیند

......

تا بی کران ......

..زندگی


burzum-spell of destruction



[ پنجشنبه 11 مهر 1392 ] [ 12:45 ب.ظ ] [ maryam ] نظرات

گاهی نمیتوان نوشت ! ، نمیتوان دم زد
باید دید ، باید به واقعیت هایی که خودشان را به رخ تو میکشند نگاه انداخت و ساکت ماند !
باید شکست و خم به ابرو نیاورد !
واقعیت هایی که همچو بادهای سرد ناسور در استخوانت رسوخ میکنند و تو را به یکباره از پای در نمیاورند
بلکه ذره ذره له شدنت را به تماشا مینشینند و تو در فیزیکی زنده ، محو میشوی و به گور ارزوهایت لبخند میزنی
و هیچ کس نخواهد فهمید که تو سالهاست مرده ای !



[ سه شنبه 9 مهر 1392 ] [ 11:31 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

هیــــــــــــــــــــس!
از آن دور ها صدایی می آید
می شنوی؟
صدای باد در علفزاران!
صدای نی یک تنها!
درخت ها را که در واژه ها کنار بگذاریم
از آن نهر زلال که بگذریم
با پای سرد از خیسی علف که بدویم!
خواهیم رسید!
می شنوی؟
بیا...
پشت آن کوهساران به انتظار یک تکه واژه
به انتظار رنگ یک ترانه!
به انتظار گرمی اتش!
نشسته ام!
از جنگل ارزو ها که فاصله بگیریم
فاصله های هیچ ، معنا می شوند!
ان اوای زیبا را که بشنویم
دیگر روز میمیرد!
خورشید دگرگون می شود!
درختان سوگواری می کنند!
بیا بدویم!
آرام آرام
با پاهای خیس!
خیس از علفی به رنگ کویر های سبز آسمانی!



[ یکشنبه 7 مهر 1392 ] [ 04:44 ب.ظ ] [ maryam ] نظرات

باز گو نمیکنم...
مهر سکوت بر لبانم می زنم!
به انتهای این داستان چشم می دوزم!
درد هایم برایم یک طناب در هم پیچیده می بافند!
می پیچند و مرا در خود می پیچانند!
این طناب!
نفسم در نمی آید..
در این رویای واقع بینانه دست و پا می زنم!
نفسم در نمی آید...
کمکم کنید...
کمکم کنید..
ذره ذره نابود می شوم...
کسی نمی بیند!
هیچ کس...
خاک عزیز...
مرا در خود بپذیر...
می خواهم بازگردم به تو...
خاک عزیز مرا ازین پریشانی نجات بده!
مرا در آغوشت بمیران...
در نخستین روز های خزانی پاییزی!
سرمایی که رسوخ می کند بر تن و انگشتانم!
یخ می زنم ...
در این تاریکی قدم می زنم...
کلید هاییست که بر تن مردار ها آویزان است و تکان می خورد...
مرا می ترسانند!
دیگر او نمی آید...
یک اتش کوچک می تواند غم هایم را بسوزاند...
اتش خاموش شده!
اتش ...
دیگر او نمی آید...
می دوم...
می دوم در جنگل آرزو ها...
باران بر صورتم تازیانه می زند...
پیش میروم!
می دوم...
تا قطره ای از خون من پیوند زند این درختان تاریک را!
قطره ای از خون من!
می دوم...
تا ابد...
می دوم تا دیگر پیدایم نکنند!
زیر یک درخت...
در کنار یک خاکستر گرم!
و یک اتش خاموش شده!
می دوم!



[ جمعه 5 مهر 1392 ] [ 08:46 ق.ظ ] [ maryam ] نظرات

خرمن هیزم بر فراز دردهای جنگل مینهد
بادهایی که صدایت را در گوش جنگل زمزمه میکنند
صدای درد ، صدای جنگل ، صدای حنجره ی خنجر خورده ی زمانه !
اه ، چه توازن ناهمگونی !
تبر در دستان ترس !
بی وهمی خالص !
خالی تر از واژه های برنده
خونی سیاه و رگی بریده !
قبری تاریک و مرگ ذهنی دیوانه !
ضجه هایی در اعماق تاریکی ، چه جهنم باشکوهی
دیگر به سطر اخر چیزی نمانده !
پایان ...




Sun Of The Sleepless

 romanze zur nacht

Dunkelhiet _ Burzum cover

---------------------------

"Romanze zur nacht"

تنها ، زیر چادر ستاره (گان)
با نیمه شب میگذرد
پسرک از رویایی آشفته بیدار میشود
صورتِ خاکستری اش در ماه به تباهی میرود
آدمِ گول خورده (اشاره به پسرک داره) با موهای باز گریه میکند
در پنجره ایی که خیره شدن در آن ممنوع است
داخلِ دریاچه ایی در سفری شیرین،
راه رفتنِ عشاق فوق العادست!(انعکاس این تصویر در دریاچه، فوق العادست)

قاتل، سرد و بی روح در (جامِ) شراب لبخند میزند

یک مرگِ شوم، ترس خود را مخفی میکند
راهبه ی تاریک ، برهنه درد و رنج را شتایش میکند
پیش از آن که ناجی از عذاب بگذرد

وقتی شمع در انبار میسوزد

مرد مُرده با دستانِ سفید میکِشد
سکوتی همراه با لبخند بر روی دیوار
و خوابیده همچنان زمزمه میکند...

(( ترجمه از دوست خوبم
پرنیان ))



[ پنجشنبه 4 مهر 1392 ] [ 04:24 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

دگر بار آن سایه ای که بر روی دیوار می افتد مرا در خود می بلعد!می خواهم ادامه بدهم!
بیدارم یا که خوابم؟
نمی دانم در تصورات خودم به دنبال واژه های در هم و برهمی می گردم که در اعماق گرداب سرم می چرخد...
شیون کن...
زار بزن !!!
ازین تنفر...
تنفر از من...
در آینه می اندیشم به تو
تویی که منی!
به تو موجود کثیفی که ریشه ریشه ی وجودش پر است از تلخی یک گناه...
یک تنفس ...
به معنای زندگی...
اجباریست نه؟
اجبار به سر بردن این تنهایی های شبانه!
اجبار یک تنفر...
و دوباره خوره ای به جانم می افتد ...
تو را چه شده؟
تو را چه شده؟
ذهنم گلایه می کند...
هه!
از تو آغاز شدم...
چقدر غمگین است...
صدای آن دخترک گل فروشی که...
شب ها در خیابان های تهران
در کوچه پس کوچه ها قدم می زند...
و صدای ضجه هایش...
اشک هایی که حرمت نداشتند...
چه سرد است نگاه بی کرانیش...
آن چشمان کوچک گریان...
فقط پنجره فهمید...
پنجره ای که لرزید از آن صدای سرد...
ضجه های در سکوت او...
در چنگال بی صفت ترین موجود...
یک انسان!
تهران...
خیابان های سردت چه می کنند با من و من؟
تهران؟
چه می گویی؟
خسته ام...
خستهه
تنفرم از من است و دیگر هیچ...
واژه های بی سرو تهم به دنبال چه هستند؟
بس است...
تمامش می کنم...




[ سه شنبه 26 شهریور 1392 ] [ 08:21 ق.ظ ] [ maryam ] نظرات

در دستان سردم خواهم گرفت ...
آن خنجر سرد تیز را
بر می کشم بر روی ان پوست سرد و کرخت!
ضجه های یک جنگل متروکه!
در تابش ان گرد عظیم !
و ...
ترک گفتم!
با نوازش صبحگاهی خاطره هایم!
در سکوت پاییزی!
واژه ها جیــــــــــــــــــــغ می کشند!
بسرای این ترانه سرد و تیره را
از ماورای ان درختان خشک و پژمرده!
سایه ها می ترسند!
از من!
من و من!
من کیستم؟
این سکوت تابستانی هم مرا به خودم باز نگرداند!
سکوتی سرد در اعماق جنگل آرزو ها!






[ یکشنبه 24 شهریور 1392 ] [ 08:01 ق.ظ ] [ Maryam ] نظرات

ثانیه ها در حال گذرند و فردا مرا به تولدی دیگر میخواند !
یک سال دیگر بر من گذشت و من رنگ تاریکی را در سکوت لحظاتم بر بوم زندگی نقاشی میکنم !





MP3 320 Download

نکته : لینک دانلود تصویری اجرای زنده ی امپریوم به پست مربوطه اضافه شد !
بشتابید که فوق العاده ارزشمنده ، این کنسرت دیدن داره !


[ سه شنبه 19 شهریور 1392 ] [ 09:31 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

حرفهای زیادی برای گفتن دارم ، اما افسوس که واژه هایم رنگ و معنایی ندارند ! ، حرفهای اخر ، لحظه های سنگین و سرد !
از تو چیزی نمیگویم ، قلمم را به باد میسپارم تا با ناله های دردناکش تو را زمزمه کند ! ، تا این فصل پر تنش را با صدای تو به پائیزی مرگبار بسپارم
از تو چیزی نمیگویم تا به اشتباه تفسیرت نکنند ! ، اری صدای تو ، سکوت را به این جنگل بی درخت باز خواهد گردانند .
تو بخوان تا در هوای اغازی دیرینه به پایان این چند سال نزدیک شوم ! تو بخوان تا من در هوایت تولدی دیگر را به این کویر تنها نوید دهم !



Track List
1. Intro (Instrumental)
2. The Days Before The Fall
3. The Franconian Woods In Winter's Silence
4. Where At Night The Wood Grouse Plays
5. Heimwärts
6. Mourners
7. Die Schwäne Im Schilf
8. Dead Winter Ways
9. Der Weiher
10. Many Moons Ago
11. Das Blau-kristallne Kämmerlein

Download

-------------------------------

دانلود نسخه ی تصویری کنسرت :

Download

منبع : راک دی ال


[ شنبه 16 شهریور 1392 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

در این شارش ثانیه ها ، به مغناطیس درد می اندیشم !
در این وهم کوانتمی ، کاش ذرات وجودم را کسی ببیند !
به سیاهچال زمان مینگرم و در اعماق تاریکی ذهنم در برمودای افکار مریضم به زمانی دیگر سفر خواهم کرد !
سفری که مرا از من می رباید و من تنهاتر از اخرین فصل تنهایی به جزامی مرگبار مبتلا میشوم !
در این بیهودگی ها ، در این هندسه ی فراکتالی ، بدنبال طبیعت مرگبارم میگردم !
کاش این سیستم لعنتی ، خطی باشد !
خط خطی باشد !!!
در این مثلث سیاه ، بیاد  سرپینسکی برف دانه های کخ را به نظاره مینشینم !
هیچ چیز ساده به نظر نمیاید و من در این پیچیدگی های خود متشابه به دنبال ساده ترین لبخندت رگ ثانیه ها را خواهم زد
خون ثانیه ها را میریزم و این قربانی را به نبودنی که بودن نام گرفت هدیه میکنم !
دینامیک این سیستم مرا به جنون خواهد برد !
و من دیوانه تر از همیشه ، این ثانیه ها را به انتظار نشسته ام !
به چه می اندیشی ؟
به حرفهای بی سر و ته من؟
کاش ارنست چگورا زنده بود و ان جمله در حال مرگش را از زبان خودش می شنیدی !
کاش ...
باید دور شد ، دورتر از بودن ها ، دورتر از نفس کشیدنها !
مرا به حال خود رها کنید
ذهن من را خاموش کنید !
من در این خاموشی با خاطراتم جان خواهم دارد !





[ شنبه 2 شهریور 1392 ] [ 07:55 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات




Genre :  Atmospheric Acoustic Rock
Country :Sweden

Download


[ شنبه 2 شهریور 1392 ] [ 07:47 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

بارها خواستمت
بارها از دیگران خواستمت
خواستم که از تو بنویسند !
اما هیچ کس صدایت را نشنید
 حال در این گوشه ی تنهایی و اتاق خاکستری صدای تو مرا به گذشته می برد
صدای تو مرا به خاطرات می برد
صدای تو مرا به جنگل ارزوها می برد
و من خسته تر از همیشه قلم را در دستانم میگیرم
و در این وهم سبز ، تو را نقاشی میکنم
تو میخوانی و من دلتنگ تر از همیشه تو را زمزمه میکنم
تو میخوانی و چشمهای من هوای بارانی شدن دارند !
اری صدایت اشناست 
اشنا ...
صدایت ...
همچون ناله های باد
در کلمات ذهنم می  پیچد!
اینجا همچون یک رویای ابدی است
همچون خواب های کودکانه
و تو می خوانی!
قدم گذاشتیم ...
قدمی سخت بلند
 که آن تپه های سبز آسمانی را در نوردیدیم!
آن رویاهای روشن را!
به رنگ زندگی!
به رنگ آغـــــــــــــاز! 
در جنگل آرزو ها
در آن برکه زلال زیر آن درخت سبز همیشگی
نگاهت کردم!
و لبخند بر تو یک یار همیشگی است!
و من می خندم!
از آن دور دست ها نشانم می دهی
یک سرزمین  گمشده را
و من می خندم!
می رویم این راه طولانی را
سخت است و طاقت فرسا
لیکن تو هستی!
و به یگانگی بودنت!
می آیم!
و صدایت
آشناست!
اری صدای Shamrain برایم اشناست !





Someplace Else  دومین البوم گروه فنلاندی Sham Rain است . Sham Rain یک پروژه واقعی از Mika Tauriainen خواننده و ترانه سرای گروه Entwine می باشد . قبل از هر چیز من باید از صدای ماورائی Mika شروع کنم . صدایی که از اعماق وجودش بر می خیزد و واژه به واژه اش را حس میکند و میخواند ، و من واقعا صدایش را تحسین میکنم !
"Someplace Else" نوع دیگری از فضای غمگین و دپرسیو را با تمام احساسش به معرض نمایش میگذارد به گونه ای که هر نوع شنونده ای را تحت تاثیر قرار میدهد .

"Someplace Else" البومی شیرین و زیباست ، ملودی های غمگین این البوم مرا به یاد رادیوهد یا به یاد اثار قدیم اناتما می اندازد . فضاسازی غمگین و دپرسیو البوم واقعا تاثیرگذار است و هر یک از اهنگ های البوم بهتر از اهنگ بعدی است ! به درستی که این البوم در کمال سادگی زیبا و شنیدنی است !

"Someplace Else" به هیچ عنوان پیچیده نیست ، البومی با اهنگسازی های ساده به همراه اکوستیک و پیانو و گاهی المانهای موسیقی الکترونیک است و لحظه به لحظه اش جذاب و گیرایی دارد .

در مجموع ، اهنگهای این البوم به شدت موثر و گیرا هستند و صدای Mika Tauriainen انقدر گیرا و تاثیر گذار است که هیچ کس نمیتواند انرا کپی برداری کند !
صحبت خاصی نیست ، این البوم را به تمام طرفدارن موسیقی پیشنهاد میکنم !

این البوم را به تمام دلهای تنگ و خسته تقدیم میکنم !
این البوم را به تمام دوستانم تقدیم میکنم
این البوم را ...




Members

Kalle Pyyhtinen

Guitars 2002 -    
Janne Jukarainen
    Drums 2000 -
Matti Reinola
    Bass,Keyboards 2000 -
Mikko Kolari
    Guitars 2004 -
Risto Ylönen
    Keyboards 2007 -
Minna Sihvonen
    Vocals

Former members

Mika Tauriainen
    Vocals 2000 - 2009
------------------------------
Country : Finland
Genre : Atmospheric Gothic Rock
 

Sample Song : To Leave

Shamrain - Someplace Else 2005 Download




[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 06:29 ب.ظ ] [ Burrzzum Metallove ] نظرات

تعداد کل صفحات : 9 ::     ...  4  5  6  7  8  9